پیام خراسان

آخرين مطالب

70 سال کار و تلاش بي وقفه
fiogf49gjkf0d
مقالات

70 سال کار و تلاش بي وقفه

  بزرگنمايي:

خراسان انلاين- حسن زرين پناه، اول شهريور 1320 در روستاي « نقنج» 60 کيلومتري شرق بيرجند متولد شد.
به گفته وي زرين پناه پدرش را در يک سالگي از دست داد و به همراه مادر و خواهر از نقنج به بيرجند آمد و در منزل يکي از فاميل ها ساکن شدند.
از 5 سالگي وارد بازار کار شده است و در هفت سالگي در دبستان شوکتيه مشغول به تحصيل شد.
او مي گويد: به خوبي به خاطر دارم زماني که مادر خواست برايم لوازم تحرير بخرد با افتخار گفتم خودم مي خرم و از پولي که پس انداز داشتم اولين مداد، اولين دفتر و اولين پاک کن را خريدم.
** کارم را با هفته اي 2 ريال در 5 سالگي شروع کردم
پدر صنعت چاپ استان که کارش را از يک مغازه نجاري شروع کرد ياد آور مي شود: در تابستان سال 1325 در مغازه ي نجاري در خيابان شهداي فعلي بيرجند کارم را شروع کردم و هفته اي دو ريال مي گرفتم.
و بعد آن در يک مغازه بستني فروشي کار مي کردم که آخر شب تمام پول را در ترازو مي ريختيم و صاحب مغازه از آن پول 5 ريال به من دستمزد مي داد.
از همان 5 ريال خرج تحصيل و گاهي هم خريدي براي منزل بدست مي آمد و الان چراغ پريموسي در منزل دارم که بهترين يادگاري از همان حقوق 5 ريالي من است.
بعد از دبستان، دبيرستان را هم در شوکتيه گذراندم و هيچ کمک مالي از مادر و هيچکس ديگر نگرفتم؛ فقط خدا .
در سن 20 سالگي با داشته همه وسايل زندگي آن روز ازدواج کردم در 22 سالگي دو فرزند دختر و پسرم داشتم و عاشق کار و زندگي شدم.
** اولين چاپخانه در بيرجند
وي در مورد بازگشايي چاپخانه اينگونه مي گويد: در سال 1337 در دوران تحصيل هميشه با خودم فکر مي کردم اين همه کتاب را چگونه مي نويسند و چقدر زحمت دارد!
همين عطش دانستن باعث ايجاد چاپخانه شد.
در سال 1337 از دبيرستان بيرون آمده و با 6 نفر از دوستان سنگ بناي چاپخانه را زديم و قرار شد نفري 2000 تومان بگذاريم.
چون پس انداز من 1000 تومان بود، 1000 تومان ديگر قرار شد از مزد کاري من حساب شود.
وسايل، لوازم و کاغذ از چهار راه گلوبندک تهران و بازار الحرمين خريداري شد و چاپخانه در خيابان شهداي فعلي در مغازه 40 متري بين ميدان امام و مسجد حائري باز شد.
يک مهندس از تهران براي آموزش و فرم بندي، ماشين چيني و کارهاي چاپخانه به بيرجند آمد و بعد از يک هفته کارمان را با 4 نفر نيروي کار شروع کرديم و اولين چاپخانه بيرجند اينگونه شروع به کار کرد.
بيشترين تيراژ چاپ مان براي اداره فرهنگ، دفتر نمره و کارنامه و پيش نويس ادارات بود.
با عشق کار مي کرديم تا اول مهر دفتر نمره ها و در ثلث اول کارنامه ها با مارک چاپ زرين در دست دانش آموزان باشد. همسرم در دوران شلوغي کار که موفق به استراحت و رفتن به منزل نمي شدم بهترين کمک کننده مددکار من بود که اين خانم در همه موفقيت، من اثر مثبت داشت (روحش شاد).
** بعد از 20 سال چاپخانه زرين را فروختم
زرين پناه ادامه مي دهد: 17 سال با جان و دل در چاپخانه کار کردم و با کسالت و مريضي که برايم پيش آمد دکتر تشخيص داد به خاطر سرب که در دستگاه هاي چاپ وجود دارد خون شما رقيق شده و بايد ترک کار کنيد و مجبور به ترک اين کار شدم.
البته تا 3 سال بعد هنوز سرکار بودم و تمام فوت و فن صنعت چاپ و حروفچيني را به حاج حسن رضا حسين آبادي از همکاران عزيز آموزش دادم و بعدها چاپخانه را به او فروختم.
در طي اين سالها در اتحاديه صنعت چاپخانه داران خراسان بزرگ عضو شدم و تمام کارهاي چاپي بيرجند و اطرافش با چاپخانه ما بود.
تا اينکه متوجه شديم يکي از چاپخانه داران مشهدي مي خواهد در بيرجند شعبه بزند لذا محمد ابراهيم عرب از همکاران عزيز را تشويق کردم تا به تهران رفته و گواهي 5 ساله را گرفت و دومين چاپخانه شهرمان يعني چاپخانه نزاري هم پا به ميدان گذاشت.
بعد 20 سال که چاپخانه زرين را واگذار کردم پروانه بنکداري مواد غذايي را از اتحاديه گرفته و ساختماني در 17 شهريور را با هزينه شخصي باز کردم.
** کارخانه کوکاکولا و کشک بيرجندي
زرين پناه هيچگاه از تلاش دست نکشيد وي بعد از چاپخانه به فکر کاري بزرگ در خور بيرجند افتاد.
وي اولين قرارداد کوکاکولا و نان رضوي در مشهد را گرفته و در کنار بازار به توزيع نان رضوي و کوکاکولا پرداخت.
در حين اين کار با مسئولان اداره کل صنايع در خراسان و مسئولان پژوهشهاي علمي استان مهندس عطا و مهندس اکبري آشنا شدم و در بيرجند به آنها کشک بيرجندي داديم که بسيار مورد توجه قرار گرفت و اين بهانه اي شد براي افتتاح کارخانه کشک زرين بيرجند!
و همچنين کارخانه سرتين زرشک که موافقت اصولي اش را گرفتم و کلنگش به زمين خورد.
با عنايت فرماندار وقت آقاي پاينده بعد شش ماه زميني در شهرک صنعتي به من داده شد و نقشه آن کشيده شد.
** اولين کلنگ را در شهرک صنعتي زدم
با افتخار مي گويم که من اولين فردي بودم که در سال 1363 زمين را در شهرک صنعتي در يک بيابان برهوت بود گرفتم و اولين کلنگ زمين را زدم .
در آن زمان مورد طعن و کنايه دوستان و آشنا قرار گرفتم ولي مي دانستم بالاخره در اينجا صنعت جان خواهد گرفت.
با تانکر آب که 350 تومان از شهرداري مي خريديم آب به شهرک برديم و آن را آباد کرديم.
فونداسيون کارخانه آماده شد. در ضمن کار بنک داري را هم ادامه دادم.
به گفته وي در اين سالها حجت الاسلام رباني از دوستان نزديک بنده بود و در منزل ما رفت و آمد داشت ايشان در شبي که مهمان من بود گفت لاستيک سازي در بيرجند قرار است راه بيفتد و ايشان به دنبال موافقت اصولي آن است.
در سفر دوم آقاي رباني براي گزارش کار خدمت فرماندار وقت آقاي محمد حسين زينلي رفتيم و در اين زمان موافقت اصولي در حال تدوين بود.
فرماندار وقت با افتتاح کارخانه لاستيک سازي موافقت و تشويق کرد.
**سنگ بناي کارخانه کوير تاير زده شد
روز فراموش نشدني بود زماني که به ما گفتند با افتتاح اين کارخانه سالانه 25 هزار تن لاستيک توليد و 1200 پرسنل شاغل خواهند شد.
آنقدر ذوق زده شديم که همديگر را در آغوش گرفتيم و تبريک گفتيم.
مهندس زينلي از کار دولتي استعفا داد و مديرعامل کارخانه کوير تاير شد.
کارخانه لاستيک سازي با 1200 نفر شاغل تحويل آقاي زينلي شد و دفتر کار من هم شد دفتر جلسات کارخانه ؛ يک اتاق 10 متري!
زرين پناه يادآور مي شود: آن زمان کوير تاير نه زمين داشت، نه پول و نه ماشين و نه نيروي انساني.
متن موافقت اصولي به نام حاج شيخ محمد ابراهيم رباني با امضاي آقاي دکتر شافعي وزير صنايع وقت تحويل گرديد.
منزل من جايي شد براي پذيرايي از مهمانهايي که براي سرمايه گذاري از شهرهاي مختلف مي آمدند و من، آقاي رباني و آقاي زينلي سه ضلع مثلث کارخانه کويرتاير شديم.
ده نفر هيئت موسس که من و آقاي زينلي دو نفر آن بوديم.
سرمايه 10 تا 10 هزار تومان بود و دفتر کار بنکداري من نمايندگي کوکاکولا در خيابان 17 شهريور و در يک اتاق 10 متري دفتر کار و ارتباطات آقاي زينلي شد و بنده با همه امکانات اعم از ماشين، محل کار و منزل را براي مهمان ها در اختيار اين واحد توليدي قرار دادم.
چون عشق و علاقه داشتيم که چنين کارخانه اي در بيرجند راه بيفتد و نيروي بسيار ارزشمند و پرتلاش آقاي مهندس زينلي کار را شروع کردند.
از فرداي آن روز من و آقاي زينلي براي پيدا کردن زمين کارخانه صبح با دو ساندويچ و نوشابه و يک قمقه آب به اطراف دستگرد و زيرک و مرک، دشت بوشاد به عنوان مالخر مي رفتيم.
اين گشت و گذارها خاطرات شيريني هم به همراه داشت.
تفحص براي زمين ادامه داشت تا اينکه زمين فعلي کارخانه کويرتاير در غرب بيرجند در مکاني که در جوار شهرک صنعتي به متراژ 48 هکتار زمين و چاه آماده خريد گرديد و چون پولي نبود همه پول آن چک داده شد و مابقي زمين را از منابع طبيعي گرفتيم.
فروش سهام به شرکتها، افراد حقيقي و حقوقي،بسيجيان و سپاه پاسداران شروع شد و براي خانواده محترم شهدا و بسيجيان و سپاه اقساط 5 ساله شد و اين سرمايه اي براي استقرار کارخانه لاستيک در شرق کشور شد.
تمام فروش سهام کوير تاير صرف خريد زمين و آب در سال اول به خط من و امضاي آقاي زينلي ثبت شد.
افتخار مي کنم اولين جلسه مجمع عمومي آن يکسال بعد با 250 نفر عضو در ساختماني اجاري در ميدان طالقاني تشکيل شد و من در آنجا نامه استعفا ام را به آقاي زينلي دادم و قبلا بارها در موردش صحبت شده بود و ايشان موافقت نمي کرد. چون مي خواستم در کار خودم که همان بنک داري کشک زرين بود مستقل باشم.
در سال 1369 ساختمان کشک زرين و شرکت تحفه کوير براي اولين بار در شهرک صنعتي ايجاد و ماشين آلات آن را از تهران به بيرجند آوردم.
کشک مرغوب و مطلوبي که در مدت کوتاهي بعد سال توليد دو فروشنده در مشهد ، 2 نماينده در زاهدان، 3 نماينده در شيراز و بندرعباس داشتيم.
اين اولين کارخانه اي بود که کشک پاستوريزه را در کيسه هاي نايلکس و با مجوزهاي قانوني، صنايع، بهداشت، استاندارد در مشهد به عنوان پرفروش ترين کشک کشور به بازار عرضه گرديد.
وي در راه اندازي صنايع معادن هم عضوي فعال بوده و خاطر نشان مي کند: چون هيئت امناي شهرک صنعتي بودم و در زمان راه اندازي اداره صنايع بسياري از کارها به من واگذار گرديد در طبقه فوقاني يکي از فروشگاه هاي مقابل مسجد آيتي ساختماني اجاره شد وسايل اداري آن از چند خير گرفته شد و مهندس عليرضا جميع به رياست اين اداره انتخاب شد .
مهندس افخمي و مهندس جرير براي راه اندازي اين اداره انتخاب شده بود که مراسم قطع نوار افتتاح و شروع کار مهندس جميع از همين ساختمان اجاري دو اتاقه بود.
** سفر به آلمان و بازديد از اولين چاپخانه دنيا
زرين پناه در شهريور سال 1394 در سفري که به آلمان داشته از اولين چاپخانه 400 ساله دنيا ديدن مي کند و در اين مورد مي گويد: به چاپخانه اشترن در شهر لوننبورگ آلمان رفتيم و با مديريت چاپخانه آقاي آندر آس يورس ديداري داشتم.
جالبي اين چاپخانه در اين بود که از اولين وسايل چاپ در آن نگهداري مي شد و 14 نسل متوالي مديريت اين چاپخانه را داشتند که 4 نفر آنها خانم بودند و عکس همه آنان در دفتر مديرعامل بود.
و بعد از يک تست کاري دو ساعت مدير به من وقت داد که توضيحات و مراحل مختلفي از مدرن ترين چاپي دنيا با تيراژ 35 هزار روزنامه برايم توضيح داده شد.
** باغ پرديس محل پذيرايي بزرگان استان
وي که اکنون مديريت باغ پرديس را دارد با افتخار مي گويد: باغ پرديس محل پذيرايي جلسات استانداري، سپاه پاسداران، بسيجيان و همه مردم عزيز بيرجند بوده و هست.
بيرجند نياز به چنين سالني در آن زمان داشت اولين مهمانان جلسات استان شدن خراسان جنوبي در اين باغ پذيرايي شدند.
پرفسور گنجي و مرحوم دکتر علوي با جمعي از مهمانان سفارت آلمان در باغ پرديس اسکان داشتند؛ که دستخط آنان از افتخارات من است.
زمان فوت مرحوم علوي ما در اين باغ به مدت 5 روز افتخار ميزباني مهمانان داخلي و خارجي را داشتيم.
باغ پرديس افتخار دارد با ظرفيت بيش از 2000 صندلي و محيط سرسبز ميزبان همه هم استاني ها و جلسات سخنراني همه مردم عزيز باشد.
سخن آخر؟
در خاتمه در 11 مهر 1395 در ميان انبوه عظيم چاپخانه داران تهران و کشور در تالار وحدت موفق به اخذ لوح سپاسي از دست وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي دکتر علي جنتي به همراه دو عدد سکه آزادي شدم و اين افتخاري براي من و استان خراسان جنوبي شد.
و اکنون خالق يکتا را سپاس مي گويم که در سن 75 سالگي با داشتن 5 فرزند پسر و يک دختر و يک نبيره (کباسه) که سه نفرشان در شرف بازنشستگي هستند با ديدن چاپخانه هاي معتدد و بسيار مجهز در شهر بيرجند و ديدن کارخانه عظيم کوير تاير با مديريت بسيار مقتدر و پرسنلي 1200 نفر که سرپرست خانواده هستند.
و توليد 2550 تن انواع لاستيک که به کشورهاي جهان صادر مي گردد و ديدن شهرک صنعتي که به يک شهر بزرگ صنعتي و قطب بزرگ صنعت در استان تبديل شده و اداره صنايع بيرجند از يک ساختمان دو اتاقه و دو پرسنل به جمع کثيري در کارکنان تبديل گرديد.
و تبديل شدن بيرجند به مرکز خراسان جنبوي لذت مي برم .خدا را براي توان انجام دادن خدمات شاکرم.
براي همه جوانان و هم استاني هاي ارجمند موفقيت و سلامتي و شادي از خداي متعال خواستارم.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

ازدواج‌های خاکستری/ بیماران تالاسمی بخوانند

زنان قربانی موج سوم ایدز

نگهداری 6 هزار معلول در مراکز بهزیستی/ برای بیماران اوتیسم جا نداریم

بارندگی خوب بود اما کافی نیست

ویژگی‌های شخصیتی سالم کدامند؟

گبه‌، دست بافتی که در گریز از تکرار جان می‌گیرد

آیا کشتن سگ توسط شهرداری‌ها قانونی‌ست؟/حیوان‌آزاری مقدمه انسان‌آزاری‌ست

سکته مغزی قابل درمان است

میاندشت جاجرم، تنها زیستگاه مولد یوز ایرانی

پنبه کاران مانه و سملقانی از مشکلات خود می گویند

دولت در حوزه مسکن اقدام کنترلی انجام نداده است

چرا حرف حق تلخ است؟

مراقب باشید، تب مالت در کمین است!

علایم مسمومیت با گاز co چیست؟

نحوه استفاده صحیح از دستگاه های کارتخوان(POS)

برد-برد، اما طرفین همچنان ناراضی

پرفشاری خون قاتل خاموش

کشورهای با حمل‌ونقل شهری مناسب برای معلولان

اسطوره چیست؟

بایدها و نبایدهای انجام ورزش در دوران بارداری

چوب‌هایی لای چرخ تولید/ مسئولان چه می‌کنند؟!

تهماسب؛ شاه نامهربان با اهل هنر

/گزارش/ گلستانی که با نبود بازار گل پژمرده می شود

حل چالش کسب مدارک‌ درجه اول در بریتانیا

«کال‌جنی» از چله‌نشینان یکتاپرست تا گردشگران

«پل سزان» و نقاشی به مثابه هارمونی متناسب با طبیعت

مشهد در تکاپوی اربعین و دهه پایانی ماه صفر

پایبندی به اخلاق شرط توسعه کارآفرینی

ایل راه های زخمی و عشایر دل خون شده

روستائیان قلب تپنده روستا

روزگار شبانی

مراقب دنیای زیبای کودکان باشیم

ماتِ زندگی...

ماجرای پساب تصفیه شده ای که روانه کشف رود می شود

باز آمد بوی ماه مهر، بوی ماه مدرسه

«لهوف»؛ روایت جنگ و اسارت کاروان کربلا

تجارت سم عقرب از رویا تا واقعیت

چالش های دولت الکترونیک

الیت گران‌تر می‌شود؟

کاوش فقط در 5 درصد محوطه های تاریخی استان

آب به آبادی رسید

پسته دهن بسته

زمان ارسال مقالات به دوره «مسجد تمدن ساز» تمدید شد

تشکلهای محیط زیستی خواستار توقف پروژه کمربند جنوبی مشهد شدند

توسعه فرودگاه مشروط شد

درباره عروسی کُرمانجی

زائرانی بی بازگشت

چند صفحه «قانون» در تبعید...

پلاستیکهایتان را به آب بسپارید

به چپ، چپ!